وبلاگ شعر و ادبیات رودان درج کرد :

باز باران نشسته در چشمم ، باز آرایشم به هم خورده ست

طالعم مطلع پریشانی ست، سرنوشتم به غم رقم خورده ست


خنده هایم به بایگانی رفت ، بوسه هایم به بی نشانی رفت

تپش قلبم از غمی جاریست ، بر لبم مهر متّهم خورده ست


گاه آتش زدند و دود شدم ، گاه با ضربه ای کبود شدم

گوشوارم کشیده شد، تاریخ بر سر کشتنم قسم خورده ست


زهر در جام ، دشنه در سینی ، پشت هم اتفاق میچینی

زندگی! این کسی که میبینی ، از شراب امید کم خورده ست


پدرم با تفنگ می آید ، مادرم بغض تازه می زاید

می خزد درسکوت انباری، ناله ی دختری که سم خورده ست!

شاعر: ساجده جبارپور