وبلاگ دوستی با خداوند نوشت :

یه روز دو نفر داشتن توی دانشگاه با هم صحبت می کردن .

اولی به دومی گفت: پدرت چیکارست؟

دومی گفت: پدرم مهندسه،تو کار ساخت و ساز هم هست.پدر تو چیکارست؟

اولی  با غرور و کمی غم گفت: پدر من شهید شده.

دومی با لبخندی تمسخر آمیز گفت: پس تو با سهمیه اومدی دانشگاه؟!!!

اولی دلش شکست و بدنش سرد شد و با بغضی عجیب گفت:

سهمیه مال خودتون ، بابامو بهم پس بدید...