وبلاگ انجمن اسلامی دبیرستان عترت خطاب به دانش آموزای امروز نوشت :

- شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم.
- شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند تند  برگ می زدیم می شد انیمیشن!

- شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن!
- شما یادتون نمیاد، برای درس علوم ، لوبیا لای دستمال ،سبز می کردیم و می بردیم سر کلاس پز می دادیم .
- شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم
- شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که می رسیدیم دستمون رو دراز می کردیم که مثلا می خوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز می کرد که دست بده، بعد ما یهو ضربتی دستمون رو پس می کشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر می خندیدیم که کنفش کردیم.
- شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!
- شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!!
- شما یادتون نمیاد: شد جمهوری اسلامی به پا، که هم دین دهد هم دنیا به ما، از انقلاب ایران دگر، کاخ  ستم گشته زیر و زبر…!!
- شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن. 

نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1391